گذر زمان
دیشب مهمان دختر عمه ی بابا بودیم رستوران فرهنگیان مهدیه جان از مکه آمده بودند.مامان از صبح تو فکر لباس مناسب برای من بود تا اینکه تصمیم گرفت این لباسمو ببوشم .این لباس رو پارسال کیش خریدیم و غیر از این دفعه که عکسشو گذاشتم دیگه نپوشیده بودمش تا دیشب .حالا که عکسشو میبینم تفاوت رو احساس میکنم که چقدر نسبت به سال پیش بزرگتر شدم و به قول مامان خانم تر.فقط وقتی عکسها و فیلم ها رو میبینیم میتونیم متوجه گذر زمان بشیم که جور میگذرن وما بچه ها همینطور بزرگتر میشیم .



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گذر زمان
