جشن تولد دو ساگی(1)
جمعه دهم آبان روز تولد من با خانواده ی مادری بود مهمانها مادر جون خاله ها و داییها و خاله و دایی مامان و خانواده هاشون و پدر بزرگ مامان . تولد خیلی گرم و پر سر و صدایی بود . منم که طبق معمول مجلس گرم کن جمع بودم فقط با این تفاوت که بجای رقصیدن فقط دور خودم میچرخیدم و مدام بهم میگفتن آیدا نچرخ چون ممکن بود سرم گیج بره و بجایی بخورم . شام هم سرو سرویس بود و از بیرون کباب گرفتیم و مامان هم خودش فسنجان درست کرده بود که به گفته مهمانها خیلی هم خوشمزه شده بود .باقی مراسم رو با عکس توضیح میدم . راستی یادم رفت بگم البته تو عکسها هم معلومه تم تولد باب اسفنجی بود .






اینجا من در حال کیک خوری .من خیلی شیرینی خور نیستم ولی اینجا کیک تولد خودمو خیلی با لذت میخورم
این هم کادوی من به مهمونهای عزیزم عکس من با تم تولد

کادوهای تولد که زحمت کشیده بودن یکی از یکی قشنگتر .
همینجا از همشون از طرف خودم و مامان و بابا تشکر میکنم .



جشن تولد دو ساگی(1)
