سفرنامه مشهد (زیارتی)
برای زیارت چون مامانی پا درد داشت زیاد نمیتونست بیاد حرم .مامان وبابا و بابایی صبحها بعد از نماز صبح که من خواب بودم میرفتن زیارت ما رو هم بعد از صبحانه میبردن منم توی صحن راه میرفتم و بازی میکردم البته با نظارت کامل اطرافیان از ترس گم شدن. یک دفعهم مامان منو برد نزدیک ضریح برای زیارت ولی چون شلوغ بود و منم از این ازدحام ترسیده بودم زود اومدیم بیرون .
عکسهارو با موبایل گرفتم چون بردن دوربین به داخل ممنوع بود




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفرنامه مشهد (زیارتی)
