سفرنامه مشهد (سیاحتی)
چند وقتی بود تصمیم به مسافرت داشتیم که با توجه به فصل و اینکه سفرمون هم زیارتی باشه هم سیاحتی و از همه مهمتر اینکه طلبیده شده بودیم به زیارت آقا امام هشتم شهر مشهد را انتخاب کردیم تاریخ و مکان هتل معلوم بود چون از طرف بانک بابا هتل آزادی رو گرفته بود فقط مونده بود وسیله سفر .مامان اصرار داشت یا با هواپیما بریم یا با قطار ولی بابا ماشین رو ترجیح میداد البته مامان فقط به خاطر من که فکر میکرد به من توی ماشین با این مسافت طولانی سخت میگذره .نزدیکای سفر دو همسفر هم پیدا کردیم مامانی و بابایی پدری .قرار شد حالا که یک کوپه میشیم قطار بگیریم اما کو بلیط قطار هرچه تلاش کردیم و هر چی آشنا داشتیم رو سر زدیم بلیط پیدا نشد که نشد .خلاصه تنها یک گزینه داشتیم ماشین خودمون .تاریخ تحویل هتل ساعت سه عصر روزشنبه ۱۳ مهر بود و ما ساعت چهارونیم حرکت کردیم منم که از اول بیدار بودم و مدام از جلو به عقب میومدم و توی این مسیر در حرکت بودم مامان هم وسایل نقاشی برام آورده بود که کمی هم با اونها سرگرم بودم ولی بعد نهار تا رسیدن به مشهد خواب بودم . ساعت پنج ونیم رسیدیم هتل یه سوئیت دو خوابه گرفتیم .هتل خیلی خوب و تمیز و شیک بود چون تازه بازسازی شده بوداز همه مهمتر نزدیک حرم بود . روز اول هوا خیلی خوب بود اما از روز بعدش خیلی سرد شد که باعث شد کمی سرما بخورم البته علائمش اینجا معلوم شد و در سفر خوب خوب بودم .در کل سفر خیلی خوبی بود و به همه خیلی خوش گذشت .منم تونستم نمره ی خوبی تو این سفر بگیرم .برگشتمون هم چهارشنبه بود که بعد صبحانه حدود ساعت ۹ حرکت کردیم نهار رو مهمان یکی از دوستان خانوادگی در سبزوار بودیم و بعد از صرف نهار حرکت کردیم و ساعت ۱۲ هم به کاشان رسیدیم.
عکسهادر ادامه مطلب
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفرنامه مشهد (سیاحتی)
